دستامون از هم جدا نیست
یکشنبه پانزدهم شهریور 1388
اگه این دنیا همینه
اگه پامون رو زمینه
دستامون از هم جدا نیست
اگه غم باز تو کمینه
( رضا طاهری )
جایی که سهم مرد بجز تازیانه نیست
یکشنبه یکم شهریور 1388
اینجا کسی برای کسی کس نمی شود
حتی عقاب در خور کرکس نمی شود
جایی که سهم مرد بجز تازیانه نیست
حق با تو بود ماندنمان عاقلانه نیست
ما می رویم مقصدمان نا مشخص است
هر جا رویم بی شک از این شهر بهتر است
از سادگیست گر به کسی تکیه کرده ایم
اینجا که گرگ با سگ گله برادر است
ما می رویم ماندن با درد فاجعه است
در عرف ما نشستن یک مرد فاجعه است
به امید بهبودی دل سوته دلان نیک اندیش
سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
( ؟ ؟ ؟ )

